محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3835
تاريخ الطبرى ( فارسي )
هديه اى را كه وليد براى سليمان فرستاده بود بياوردند آن را پيش سليمان برد و گفت : « رسيد اين هديه را كه تسليم كردم بده » گفت : « چه گفتى ؟ » گفت : « هرگز تكرار نمىكنم ، من مىبايستى اطاعت كنم » و سليمان بدانست كه وى راست گفته است . آنگاه حارث برون شد و كسان برون شدند و سليمان گفت : « نصف اين عدلها و بسته ها را بگيريد و پيش يزيد فرستيد » گويد : پس آن مرد بدانست كه سليمان دربارهء يزيد به گفته كسى اعتنا ندارد . گويد : يزيد بن مهلب نه ماه پيش سليمان ببود . گويد : حجاج به سال نودم هفت روز مانده از رمضان به روز جمعه درگذشت . آنگاه سال نود و يكم در آمد . سخن از حوادث سال نود و يكم در اين سال چنانچه محمد بن عمر و ديگران گفتهاند عبد العزيز بن وليد به غزاى تابستانى رفت و مسلمة بن عبد الملك سالار سپاه بود . و هم در اين سال مسلمه به غزاى تركان رفت و در ناحيه آذربيجان به باب رسيد و شهرها و قلعه هايى به دست وى گشوده شد . و هم در اين سال موسى بن نصير به غزاى اندلس رفت و به دست او نيز شهرها و قلعه ها گشوده شد . و هم در اين سال قتيبة بن مسلم نيزك طرخان را بكشت . قصه نيز و تسلط قتيبه بر او و كشتنش چنان كه در روايت على بن محمد آمده